آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

دلتنگ کربلا

1392/11/27 16:07
نویسنده : مامانی
138 بازدید
اشتراک گذاری

بنام خدای حسین (ع)

 

دیدی گاهی وقتا نمیدونی داره چه اتقاقی می افته، انگار تو یه خلاء هستم. انگار ارادم تعطیل شده. هم خوشحالم هم نمیدونم چی به چیه؟

من لیاقتشو ندارم، فکر میکنم درک خوبی از این سفر ندارم واسه همین خودمو گم کردم.

خدایا چقدر غیر منتظره داره همه چی پیش میره. فقط ازت میخوام درک من رو از این سفر اونجوری کنی که باید باشه.

فقط همین ...

 

 
بسوزان هر طریقی میپسندی که آتش از تو و خاکستر از من... 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامانی هیما
28 بهمن 92 9:51
به سلامتی مامانی التماس دعا ***سلامت باشین، محتاجیم به دعا عزیز دلم***
مامان مریم
28 بهمن 92 14:51
تبریک میگم حتما لایق این سفر بودی عزیزم...نهایت استفاده رو ببر...التماس دعا مارو فراموش نکنی عزیزم ***ایشالا که اینطور باشه، خودم که هنوز باورم نشده، محتاجیم به دعا مریم جان***
مامان حامد
28 بهمن 92 17:29
عزيزم حتما لياقت داشتي كه ميري براي سلامتي همه ي بچه ها هم دعا كن ***به روی چشم***
نجمه
29 بهمن 92 10:21
بهت خوش بگذره عزیزم. ***مرسی نجمه جونم***
مرضیه
1 اسفند 92 0:27
من از ته ته دلم برات خوشحالم مائده جان. باور کن بار اول که این پستت رو خوندم انقدر کار سرم ریخته بود که فکر کردم مشهده و حتی تعجب کردم که چرا اینطور راجبش حرف زدی، تو که تازه مشهد بودی. حالا خوبه که کد پیگیری رو نداد. واقعا ضایع میشد اگر نظر میذاشتم! ایشالا بهترین و پربارترین سفر زندگیت باشه. مطمئنم لیاقتشو داشتی وگرنه آقا هر کسی رو نمیطلبه. آرزوی من هم زیارت قبر مطهرشه و زیارت قبر امیرالمومنین و ..... دعا کن بطلبه. اونجا که رسیدی برای من و خواهرم ریحانه که میدونم اگر بود چقدر عشق این سفر رو داشت دعا کن. پیشاپیش زیارتت قبول دوست من. ***ممنون مرضیه جان، حتماً تو و خانواده گلت رو یاد میکنم، امیدوارم منو لایق استجابت بدونن. ایشالا قسمت شما هم بشه.***